علیاصغر زائری، دانشآموز قربانی ۸ ساله کلاس سوم ابتدایی، فرزند آقای جواد زائری و خانم سهیلا جلالیزاده بود که در حمله به مدرسه شجره طیبه میناب آسمانی شد. پیکر مطهر علی اصغر در زادگاهش میناب به خاک سپرده شد. او کودکی مهربان، بخشنده و پرانرژی بود که با لبخندهای کودکانهاش فضای خانه را سرشار از شادی میکرد. علیاصغر علاقه فراوانی به فوتبال داشت، همراه دوستانش تیمی کوچک تشکیل داده بود و آرزو داشت روزی پیراهن تیم محبوبش، پرسپولیس، را بر تن کند و به عنوان یک فوتبالیست حرفهای بدرخشد.
علیاصغر رابطهای عمیق و صمیمانه با خواهر بزرگترش، پرستش، داشت. آن دو بیشتر لحظاتشان را کنار هم میگذراندند و حتی با وجود داشتن اتاقهای جداگانه، شبها کنار یکدیگر میخوابیدند. روز حادثه، هنگامی که خبر تخلیه مدرسه اعلام شد، پرستش برای پیدا کردن برادرش به طبقه پایین رفت. دست علیاصغر را گرفت تا با هم از مدرسه خارج شوند، اما لحظاتی بعد انفجار دوم رخ داد. پرستش بر اثر شدت انفجار به طبقه پایین سقوط کرد و دچار سوختگی شدید شد، اما علیاصغر در همان حادثه در اوج مظلومیت جان باخت. خانواده برای حفظ روحیه پرستش در دوران درمان، تا مدتها خبر جان باختن برادرش را از او پنهان کردند و به او گفتند که علیاصغر تنها دچار شکستگی شده و در بیمارستان بستری است.
جواد زائری، پدر علی اصغر، از ساعتهای تلخ پس از حمله چنین یاد میکند که پس از شنیدن خبر، خود را با عجله به مدرسه رساند، اما با صحنهای از ویرانی کامل و آوار روبهرو شد. او ساعتها به دنبال فرزندش گشت تا سرانجام روز بعد پیکر علیاصغر را در سردخانه شناسایی کردند. به گفته پدر، تنها صورت فرزندش بر اثر حادثه آسیب دیده بود و همین تصویر، برای همیشه در ذهن او باقی مانده است. مادربزرگ علی اصغر نیز از مهربانی نوهاش خاطرهای شیرین نقل میکند؛ اینکه علیاصغر با جمع کردن پول توجیبی خود و خواهرش، برای تولد او شیرینی خریده بود تا او را غافلگیر کند.
علیاصغر زائری با وجود عمر کوتاهش، خاطرهای از محبت، بخشندگی و عشق به خانواده را از خود به یادگار گذاشت. نام او امروز در کنار دیگر قربانیان دانشآموز میناب، یادآور کودکی است که با قلبی پاک، آرزوهای بزرگ و لبخندی همیشگی، از میان خانواده و دوستانش پر کشید و یادش برای همیشه در دل آنان و مردم این سرزمین زنده خواهد ماند.