رضا بارانی، دانشآموز قربانی ۸ ساله کلاس دوم دبستان مدرسه شجره طیبه میناب، فرزند مسعود بارانی و عالیه ذاکری بود. پیکر مطهر رضای خردسال پس از تشییع، در میناب به خاک سپرده شد. رضا تنها پسر خانواده بود؛ کودکی بااستعداد، بااخلاق و پرتلاش که آیندهای روشن در انتظارش بود.
رضا از علاقهمندان جدی ورزش تکواندو بود و با نظم و پشتکار، پلههای پیشرفت را یکی پس از دیگری طی میکرد. او بهتازگی کمربند سبز گرفته بود و رؤیای بزرگی در دل داشت؛ اینکه روزی با کسب مدال طلای المپیک، پرچم پرافتخار ایران را بر دوش بگیرد و دور افتخار بزند. مربیانش از او بهعنوان کودکی با استعداد، منظم و متفاوت یاد میکردند که هر تمرین را با دقت انجام میداد و حتی در زمان استراحت نیز با خلاقیت خود برای دوستانش فضایی شاد میساخت.
اما حمله موشکی به مدرسه شجره طیبه، این رؤیای کودکانه را ناتمام گذاشت. رضا نیز در کنار دهها دانشآموز دیگر، آسمانی شد و نامش در شمار قربانیان این جنایت ماندگار شد.
پدر رضا، مسعود بارانی، در مراسم بزرگداشت فرزندش، روایتی فراموشنشدنی از آرزوی رضا بیان کرد. او گفت روز تشییع، وقتی پیکر بیجان پسرش را در آغوش پرچم ایران دید، به همسرش گفت: «رضا همیشه آرزو داشت با پرچم ایران در میدان مسابقه دور افتخار بزند. امروز به وعدهاش عمل کرد؛ اما نه روی سکوی قهرمانی، بلکه در بلندترین جایگاه، نزد خداوند.»
جامعه تکواندو هرمزگان نیز برای زنده نگه داشتن یاد این ورزشکار خردسال، نام و خاطره او را در تاریخ این رشته ثبت کرد؛ کودکی که اگرچه فرصت رسیدن به تشکهای قهرمانی را نیافت، اما با ایثار و مظلومیت، نامش برای همیشه در یاد مردم ایران و ورزش هرمزگان ماندگار شد.