مادر فریماه، یکی از دانشآموزان قربانی مدرسه میناب، از روز واقعه میگوید؛ از ساعاتی که مثل هر روز آغاز شد، اما برای خانواده او به روزی تبدیل شد که هیچگاه از خاطرشان نخواهد رفت. روایت یک مادر از روزی که زندگیاش ناگهان دگرگون شد و جای خالی فرزندش برای همیشه در خانه باقی ماند.
در میان صحبتهای او، از فریماه میشنویم؛ از دختری که پیش از آن حادثه، بخشی از روزهای معمولی و شیرین خانواده بود. مدرسه برای فریماه محل درس خواندن، دیدن دوستان و ساختن خاطرات کودکی بود؛ جایی که خانواده انتظار داشتند او هر روز سالم به خانه برگردد.
حالا مادر فریماه، آن روز را از زاویه نگاه خودش روایت میکند؛ روایتی از انتظار، نگرانی و لحظاتی که هیچ مادری تصور نمیکند روزی تجربهشان کند.



