ادریس غریبزاده از کارکنان بخش دارویی و داروخانه درمانگاه شهید آبسالان میناب بود؛ مجموعه درمانیای که در مجاورت مدرسه شجره طیبه قرار داشت. او دانشآموز، معلم یا ولی مدرسه نبود و در جریان حادثه، در محل کار خود حضور داشت. گزارشها از حضور او هنگام جابهجایی دارو از انبار خبر میدهند؛ کاری روزمره که در همان روز به آخرین مأموریت کاری او تبدیل شد.
ادریس سالها در این مجموعه درمانی فعالیت داشت و به گفته روایتهای محلی، پیکر او پس از حدود یک روز جستوجو و آواربرداری پیدا شد. نام او در تفکیک قربانیان نیز به عنوان تکنسین داروخانه درمانگاه مجاور مدرسه ثبت شده است؛ مردی که در کنار دانشآموزان و کارکنان مدرسه، قربانی حادثهای شد که تنها به فضای مدرسه محدود نماند و مجموعه درمانی کنار آن را نیز درگیر کرد.
از ادریس، دختری به نام یسنا نیز به یادگار مانده است؛ دختری که پس از این حادثه، نام پدرش برای او با خاطرهای تلخ گره خورد. ادریس غریبزاده برای خانوادهاش فقط نامی در فهرست قربانیان نیست؛ پدری است که روزی برای انجام وظیفه راهی محل کارش شد و دیگر به خانه بازنگشت.