رها زارعی، دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب، صبح روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ مانند همیشه همراه پدرش راهی مدرسه شد. همهچیز شبیه یک صبح معمولی بود؛ رها پیش از ورود به مدرسه، پدرش را در آغوش گرفت و بوسید و برای رفتن به کلاس آماده شد.
اما درست پیش از آنکه وارد حیاط مدرسه شود، از پدرش خواست دوباره او را در آغوش بگیرد و ببوسد. پدر هم دخترش را در آغوش گرفت و بوسید؛ بیآنکه بداند این آغوش، آخرین آغوش میان او و رها خواهد بود.
چند ساعت بعد، همان صبحی که با یک بدرقه ساده و بوسهای پدرانه آغاز شده بود، به تلخترین روز زندگی خانواده زارعی تبدیل شد. رها دیگر به خانه بازنگشت و آن آخرین آغوش، به ماندگارترین تصویر پدر از دخترش تبدیل شد.
23124D8f1bc9e5916fbb12961e9d9e9672649586-720P



