جشن تکلیف برای یک دختر بچه، قرار است یکی از شیرینترین روزهای کودکی باشد؛ روزی پر از ذوق، لباس نو، عکسهای خانوادگی و آرزوهایی که تازه شکل میگیرند. روزی که خانواده با افتخار، بزرگتر شدن دخترشان را جشن میگیرند و او با شوق، قدمی تازه در مسیر زندگی برمیدارد. اما برای بعضی کودکان، این خاطرات شیرین در میان اتفاقات تلخ جنگ ناتمام ماند؛ کودکانی که فرصت ساختن ادامه داستان زندگیشان را پیدا نکردند.
این روایت، بر اساس یک داستان واقعی شکل گرفته؛ داستان دختری که جشن تکلیفش قرار بود آغاز فصل تازهای از کودکیاش باشد، اما سرنوشت، مسیر دیگری برای او رقم زد. پشت این جشن و لبخندهای کودکانه، خانوادهای قرار دارد که هنوز با خاطرات آن روز زندگی میکند. روایتی از کودکی، خانواده و خاطرهای که با گذشت زمان، نهتنها فراموش نمیشود، بلکه هر بار دوباره زنده میشود.



