مدرسه هنوز بوی گچ، هیاهوی زنگ تفریح و صدای خندههای دویدن در حیاط را در خود دارد، اما روی بعضی از نیمکتها، حالا فقط سکوت جا خوش کرده است؛ جای خالیِ دستهایی که دیگر مشق نمینویسند و کلاس درسشان را زودتر از همه به آسمان بردهاند. نقاشی مهدیه کرمانی دقیقاً دست روی همین نقطه از قلب ما میگذارد؛ جایی که هنر با رنگها و خطوطش تلاش میکند این نبودنِ بزرگ را به تصویر بکشد و اجازه ندهد غبار فراموشی روی خاطرهی فرزندانِ پاکباختهی میناب بنشیند.
در این اثر هنری، قلممو به جای کلمات سخن میگوید و احساسی را بازتاب میدهد که هم سنگین است و هم پر از نور. این نقاشی یادآور آن است که گرچه آن قربانیانِ کوچک و معصوم امروز روی نیمکتهایشان حضور ندارند، اما یاد و قصه روانشان در تاروپود هنر این سرزمین نفس میکشد. تماشای این قاب، چه برای نوجوانانی که همسنوسال آنها هستند و چه برای بزرگسالان، یک پیام عمیق دارد: کسانی که پرواز کردند هرگز از یاد نمیروند، و هنر، زیباترین واسطه برای زنده نگه داشتن این حضور همیشگی است.



