مادر کودکان …

دو کودک امریکایی در حال تماشای تلویزیون هستند روی صفحه تلویزیون یک دختر بچه در حال بازی با جوجه کوچک زرد رنگش است مادرش لقمه غذا یش را در کیفش می گذارد دختر بچه جوجه را در جیبش می گذارد مادر جوجه را از جیبش در می آورد مادر او را می بوسد او جوجه را می بوسد و برای مادرش دست تکان می دهد و بوس می فرستند او شادو خوشحال می دود به مدرسه میناب می رسد بچه ها در حال شادی و بازی هستند چند کودک یک قل دو قل بازی می کنند چند کودک وسطی بازی می کنند زنگ کلاس می خورد بچه ها با صف های منظم و کمی شیطنت وارد کلاس می شوند معلم روی تخته سیاه عکس یک گربه می کشد که شبیه نقشه ایران است صدایی شنیده می شود بچه ها دور و بر را نگاه می کنند و رو به پنجره همه چیز به خاک تبدیل می شود دو کودک امریکایی را می بینیم که مادرشان پشت سرشان ایستاده و مبهوت به صفحه تلویزیون نگاه می کند با چشمانی اشک آلود انها را در آغوش فشار می دهد.کیف و کتاب هایی را می بینیم که به خاک آغشته است کیف دختر کوچولو و لقمه اش که در کناری افتاده مادر لقمه را برمی‌دارد و وسایل دخترش را جمع می کند جوجه کوچک از دست مادر در می رود و روی یک جنازه می نشیند اشک از گوشه چشم جوجه جاری می شود و غمگین روی جنازه می نشیند مادر کیف را در کنار دخترش می گذارد و مبهوت او را نگاه می کند. مادر کودکان امریکایی انها را در آغوش می‌گیرد تا صحنه را نبینند و با هق هق گریه می گوید No Tramp No Tramp No Tramp

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...