حمله بزدلانه به مدرسه شجره طیبه میناب، فقط یک جنایت علیه چند کودک و یک فضای آموزشی نبود؛ زخمی عمیق بر دل یک ملت بود که هنوز هم با مرور آن، اندوه و خشم در جان آدمی زنده میشود. مدرسه باید پناه امن کودکان، جای آموختن، رویا ساختن و نفس کشیدن در آرامش باشد، اما در آن روز تلخ، همین جای امن به صحنهای از وحشت و درد تبدیل شد. کودکانی که با امیدِ درس، بازی و آیندهای روشن پا به کلاس گذاشته بودند، ناگهان در میان ترس، آوار و بیرحمیِ دشمنان انسانیت گرفتار شدند و نامشان برای همیشه در حافظه مردم این سرزمین ماندگار شد.
داغ این فاجعه، تنها بر دل خانوادهها ننشست؛ همه مردم ایران را عزادار کرد و اشک را به چشم هر انسانی آورد که هنوز قلبش برای معصومیت میتپد. رنج مادران و پدرانی که فرزندانشان را در آن حادثه از دست دادند، رنجی نیست که با گذر زمان فراموش شود؛ این اندوه، بخشی از حافظه جمعی ماست و تا همیشه در جان ایران باقی خواهد ماند. کسانی که دست به چنین جنایتی زدند، شاید گمان میکردند میتوانند با خشونت، نور زندگی را خاموش کنند، اما یاد قربانیان این حادثه، زندهتر از همیشه در دل مردم خواهد ماند و روایت مظلومیتشان نسل به نسل منتقل خواهد شد.



