مدرسه‌ای که آوار شد …

خانم ذاکری، معلم بازمانده از آن حمله، در این گفت‌وگو از لحظه‌های هولناک آن روز می‌گوید؛ از لحظه‌ای که آرامش مدرسه در چند ثانیه فرو ریخت و دیوارهای کلاس زیر ضربه‌ی حادثه فروپاشیدند. روایت او، فقط بازگویی یک اتفاق تلخ نیست، بلکه شهادتی زنده از لحظه‌هایی است که ترس، حیرت و اندوه در هم آمیخت و برای همیشه در حافظه‌ی او و شاگردانش ماند.

او با زبانی صمیمی و صادقانه، از تخریب مدرسه و آنچه بر سر معلمان و دانش‌آموزان آمد سخن می‌گوید؛ روایتی که هم تلخیِ حادثه را نشان می‌دهد و هم استقامت کسانی را که از دل آن روز سخت عبور کردند. همین صدای واقعی و بی‌واسطه است که به این مصاحبه جان می‌دهد و مخاطب را به دل ماجرایی می‌برد که هنوز هم شنیدنش آسان نیست.

A131e83ae8a9c7fdab7f87f5df38563d72592672-1080P

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...