این روایت از گاردین، فاجعه مدرسه شجره طیبه را از زاویهای بسیار انسانی روایت میکند؛ از چند ساعت پیش از حمله، زمانی که خانوادهها تماس مدرسه را دریافت میکنند و با نگرانی برای بردن فرزندانشان راهی مدرسه میشوند. جزئیاتی مثل ذوق یک پدر هنگام دیدن فرزندانش، بازیهای کودکانه هانیه، علاقه زهرا به معلمش و عادتهای ساده آریا، باعث میشود قربانیان این حادثه از یک آمار و عدد فاصله بگیرند و به کودکانی با زندگی، خانواده و آرزوهای مشخص تبدیل شوند.
شاید تلخترین بخش روایت، لحظهای باشد که تماسها یکییکی بیپاسخ میمانند و خانوادهها هنوز نمیدانند چه اتفاقی افتاده است. مادر زهرا با تمام شمارههایی که از معلمان و کارکنان مدرسه دارد تماس میگیرد، اما هیچکس پاسخ نمیدهد؛ خانواده آریا نیز در میان خبرهای ضدونقیض، فقط به دنبال یک نشانه از سلامت فرزندشان هستند. این گزارش، بیش از آنکه صرفاً شرح یک حمله باشد، روایت چند خانواده است که در فاصله چند دقیقه از یک روز عادی، وارد کابوس جستوجوی فرزندانشان در میان آوار شدند. جزئیات کامل این روایت را میتوانید از اینجا بخوانید.



