مادر مهدیه و امین احمدزاده، دو دانشآموز جانباخته مدرسه شجره طیبه میناب، در گفتوگویی از آخرین صبح زندگی فرزندانش، لحظات هولناک پس از حمله به مدرسه و روزهای انتظار برای یافتن پیکر آنها روایت میکند. او میگوید مهدیه و امین، هر دو با زبان روزه راهی مدرسه شدند؛ امین با وجود آنکه هنوز به سن تکلیف نرسیده بود، با شوق میخواست مانند خواهرش روزه بگیرد و هر روز لقمهای را که مادر برایش میگذاشت، دستنخورده به خانه بازمیگرداند.
این مادر داغدار از لحظهای میگوید که با شنیدن صدای انفجار، بیاختیار خود را به مدرسه رساند و با صحنهای روبهرو شد که هرگز از خاطرش پاک نخواهد شد؛ مدرسهای که زیر آوار فرو رفته بود و خانوادههایی که چشمانتظار خبری از فرزندانشان بودند. او همچنین روایت میکند که چگونه با اصرار خود برای شناسایی پیکر فرزندش به پزشکی قانونی رفت و پس از روزها انتظار، امین را در آغوش گرفت.
این گفتوگو، روایت مادری است که در یک روز، دو پاره تن خود را از دست داد؛ اما با تکیه بر ایمان و صبر، از آخرین خاطرات فرزندانش و امیدی که به دیدار دوباره آنها دارد، سخن میگوید.
مشروح این گفتوگو را در روزنامه ایران مطالعه کنید.



