روایت مادر مهدیه رسولی، فقط روایت از دست دادن یک دختر نیست؛ روایت مادری است که از خوشاخلاقی، مسئولیتپذیری و عشق بیپایان فرزندش به معلمی سخن میگوید. مهدیه، معاون مدرسه شجره طیبه میناب بود؛ معلمی که هیچوقت وظیفهاش را نیمهتمام رها نمیکرد و باور داشت تا آخرین دانشآموز در امنیت نباشد، مسئولیت او نیز به پایان نرسیده است. همان روحیهای که سالها در مدرسه از او چهرهای محبوب ساخته بود، در آخرین روز حضورش نیز همراهش ماند.
مادرش میگوید دخترش همیشه دیگران را بر خودش مقدم میدانست؛ با لبخند از مشکلات عبور میکرد و با مهربانی، دل دانشآموزان و همکارانش را به دست آورده بود. پس از حادثه، خانواده روزها چشمانتظار خبری از او بودند و سرانجام پیکرش، پس از آنکه همه دانشآموزان به خاک سپرده شدند، آرام گرفت. تأخیری که برای یک مادر، هر لحظهاش به اندازه یک عمر گذشت و داغی شد که هیچگاه از خاطرش پاک نخواهد شد.



