پدر آتنا چملینژاد، دانشآموز کلاس اول دبستان شجره طیبه میناب، در روایتی تلخ از روز حادثه میگوید آتنا پس از درگذشت مادرش، تنها همدم و پناه زندگی او بود. او با این امید خود را به مدرسه رساند که دخترش فقط از صدای انفجار ترسیده باشد، اما به جای کلاسهای درس، با ویرانهای خاموش روبهرو شد و ساعتها در میان آوار به دنبال نشانی از فرزندش گشت.
او از لحظههای تلخ جستوجو، یافتن وسایل دخترش و سرگردانی میان بیمارستان و محل حادثه روایت میکند؛ روایتی که گوشهای از رنج خانوادههای قربانیان این حادثه را به تصویر میکشد.
**مشروح این روایت را در سایت ایرنا مطالعه کنید.**



