پدر سپهر کریمی، آقای محمدرضا کریمی از آخرین روزهای زندگی سپهر گفت. روزهایی که نزدیک به عید نوروز بود. پدر روایت میکند که روز جمعه، دقیقاً یک روز مانده به آن فاجعه، با سپهر قرار گذاشتند که پس از مدرسه بروند و با هم ماهی قرمز عید بفروشند. سپهر به پدر قول داد که این کار را میکند. اما شاید هیچ تصور نمیشد که یک روز بعد، چنین فاجعهای رخ دهد و نه تنها میناب را، که کل ایران را سیاهپوش کند.
Dffc532b079e1b948f32b7edbb02c14872413056-720P



