از حیاط خانه تا آسمان؛ روایتی از مادر مهدی سالاری

مصاحبه با سمیرا محمدی، مادر مهدی سالاری، روایت زندگی کوتاه اما پرشور پسری ده‌ساله است که در حمله به مدرسه‌اش جان باخت. او مهدی را کودکی شاد، پرجنب‌وجوش، باهوش و عاشق فوتبال توصیف می‌کند؛ پسری که به کریستیانو رونالدو و لیونل مسی علاقه داشت، کارت‌های فوتبالی جمع‌آوری می‌کرد و روحیه‌ای کنجکاو و پرسشگر داشت.

مادر، آخرین ساعات حضور مهدی در خانه را با جزئیات به یاد می‌آورد؛ از خرید آلبوم کارت‌های فوتبالی، علاقه‌اش به حلیم و اصرارش برای پوشیدن کفش‌های سفید ورزشی در روز حادثه. او آخرین نگاه‌های طولانی پسرش هنگام خداحافظی را نشانه‌ای می‌داند که بعدها معنای دیگری برایش پیدا کرد.

پس از وقوع حمله، مادر با شنیدن خبر هدف قرار گرفتن مدرسه، خود را با اضطراب به محل حادثه رساند و با صحنه‌ای از ویرانی، آوار و خانواده‌هایی روبه‌رو شد که در جست‌وجوی فرزندانشان بودند. او تا آخرین لحظه امیدوار بود مهدی زنده باشد و به خانه بازگردد.

بخش دیگری از گفت‌وگو به ویژگی‌های شخصیتی مهدی اختصاص دارد. مادر از علاقه او به ایران، موضوعات دینی و تاریخی و انشایی با عنوان «ایران، وطن من» یاد می‌کند که چند ماه پیش از پرکشیدنش نوشته بود. این انشا، از نگاه او، پس از حادثه معنایی نمادین یافته و نشان‌دهنده حس وطن‌دوستی و تخیل کودکانه مهدی است. همچنین از پرسش‌های فراوان او درباره شخصیت‌های دینی و روحیه جست‌وجوگرش سخن می‌گوید.

مادر در ادامه از خواب‌هایی روایت می‌کند که پس از رفتن فرزندش دیده و آنها را مایه آرامش خود می‌داند. در پایان نیز از دشوارترین لحظه زندگی‌اش می‌گوید؛ زمانی که پس از دو روز بی‌خبری، پیکر مهدی پیدا شد و او ابتدا فرزندش را از روی کفش‌های سفیدش شناخت و سپس توانست برای آخرین بار چهره‌اش را ببیند. او تأکید می‌کند که داغ فرزند هرگز فراموش نمی‌شود و تنها آرزویش اجرای عدالت درباره عاملان این حادثه است.

مشروح این مصاحبه را می‌توانید از طریق این لینک مطالعه کنید.

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...