علیرضا زارعی، پدر مهنا زارعی، در گفتوگویی با روایت آخرین روزهای زندگی دختر هفتسالهاش، از لحظهای میگوید که پس از ساعتها جستوجو، او را تنها از روی کیف صورتیاش شناسایی کرد. مهنا که امسال کلاس اول را آغاز کرده بود، عاشق نقاشی بود و آرزو داشت در آینده دکتر شود. شب قبل از حادثه، آخرین دیکتهاش را با کمک پدر نوشت و با شوق از مدرسه و درسهایش حرف میزد.
این روایت، بخشی از خاطرات پدری است که از آخرین دیدار، علاقههای کودکانه مهنا و لحظه دشوار شناسایی دخترش سخن میگوید؛ روایتی از دلتنگی خانوادهای که امروز آرامش را تنها بر مزار فرزندشان جستوجو میکنند.
مشروح این گزارش را در سایت همشهری مطالعه کنید.



