دختری که آرزو داشت روزی «معروف» شود

مریم بازرک، دانش‌آموز کلاس چهارم مدرسه شجره طیبه میناب، یکی از قربانیان حمله به این مدرسه بود. او مانند هزاران کودک دیگر، با کیف مدرسه، دفتر مشق و آرزوهای کودکانه زندگی می‌کرد؛ اما پاسخش به یک سؤال همیشگی، او را از بسیاری از هم‌سن‌وسالانش متمایز می‌کرد. هرگاه از او می‌پرسیدند «وقتی بزرگ شدی می‌خواهی چه‌کاره شوی؟» می‌گفت: «می‌خواهم معروف بشوم.»

مریم به کتاب، قصه و شعر علاقه زیادی داشت، عضو کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود و شعرهای مورد علاقه‌اش را با دستخط خودش در دفترش می‌نوشت. یکی از این دست‌نوشته‌ها، شعری از مصطفی رحماندوست بود که پس از این حادثه در کنار تصویر او منتشر شد و روایت زندگی کوتاهش را دوباره بر سر زبان‌ها انداخت.

محمدرضا دیزجی، از کارشناسان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، در یادداشتی با عنوان «داستان مریم بازرک؛ دختری که می‌خواست معروف شود» به روایت زندگی این دانش‌آموز پرداخته و در ادامه نیز گفت‌وگویی با مصطفی رحماندوست درباره دست‌نوشته مریم، نقش شعر و ادبیات در زندگی کودکان و تأثیر این حادثه منتشر کرده است.

مشروح این روایت و گفت‌وگو را می‌توانید در سایت منتشرکننده خبر مطالعه کنید.

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...