روایتی از آخرین ساعات زندگی میکائیل میردورقی، دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب، تصویری از روزهایی است که کودکی، خانواده و رویاهای کوچک یک دانشآموز در کنار هم معنا پیدا میکرد. ساعاتی پیش از حادثه، میکائیل در کنار خانوادهاش لحظاتی سرشار از آرامش داشت؛ از نقاشی و بازی با برادرش گرفته تا گفتوگوهایی کودکانه که بعدها برای خانوادهاش به خاطراتی ماندگار تبدیل شد. او کودکی بود که به پدر و مادرش دلبستگی عمیقی داشت و مانند بسیاری از همسنوسالانش، با امید و آرزو به مدرسه میرفت.
آخرین ساعتهای زندگی میکائیل، روایت کودکی است که خاطرات سادهاش برای خانوادهاش به گنجینهای ارزشمند تبدیل شده است؛ از آخرین عکس گرفتهشده توسط مادرش تا حرفها و رفتارهایی که رنگ و بوی یک خداحافظی ناخواسته داشت. میکائیل یکی از قربانیان حادثه مدرسه شجره طیبه میناب بود؛ دانشآموزی که یاد و خاطرهاش با لبخندهای کودکانه، علاقهاش به خانواده و لحظههای ناب زندگیاش در ذهن نزدیکانش باقی مانده است.



