این روایت، تصویری از دنیای ساده و پاک یک کودک را پیش چشم میگذارد؛ کودکی که از آرزوهایش، بازیهایش، نقاشیهایش و جملههای سادهاش، امروز تنها خاطرهای مانده است. هر بخش از این روایت، نشان میدهد چگونه لحظههایی که روزی عادی به نظر میرسیدند، پس از آن حادثه معنایی عمیقتر پیدا کردند و برای خانواده، به عزیزترین یادگارهای میکائیل تبدیل شدند.
آنچه از این روایت در ذهن میماند، بیش از هر چیز، محبت یک مادر و خاطراتی است که با گذر زمان نهتنها کمرنگ نشدهاند، بلکه ارزش بیشتری یافتهاند. عکس خداحافظی، آخرین نقاشی، بازیهای کودکانه و آرزوهای کوچک میکائیل، امروز روایتگر زندگی کوتاهی هستند که هرچند زود به پایان رسید، اما یاد و نامش همچنان در دل بسیاری زنده است. نسخه کامل این روایت را میتوانید از سایت روزنامه همشهری مطالعه کنید.




