صبحی که برای خانواده سهیل چملیپور مانند هر روز با آماده شدن برای مدرسه آغاز شد، ساعاتی بعد به تلخترین روز زندگیشان تبدیل شد. مادر سهیل، با مرور آخرین دیدار با فرزندش، از لحظههایی میگوید که امید و اضطراب در هم آمیخته بود؛ از دویدن میان آوارهای مدرسه تا روزهایی که در انتظار یافتن نشانی از پسر هشتسالهاش سپری شد.
در این روایت، مادر سهیل از آخرین شب زندگی فرزندش، لحظههای پراضطراب پس از حمله، جستوجوی بیوقفه در میان آوار، و روزهای دشوار شناسایی پیکر او سخن میگوید. مرور این خاطرات، بخشی از رنج خانوادههای دانشآموزان قربانی مدرسه شجره طیبه میناب را به تصویر میکشد و یاد سهیل را در کنار دیگر کودکانی که آن روز جان خود را از دست دادند، زنده نگه میدارد.
متن کامل این روایت را میتوانید از طریق خبر گزاری دانشجویان ایران ایسنا مطالعه کنید.



