امیرعلی جداوی روزهای موشکی اسفند، در حمله به مدرسه شجره طیبه به شهادت رسید. او در روزهای آخر زندگیاش، بیش از هر چیز منتظر به دنیا آمدن خواهرش بود. مادرش در ماههای پایانی بارداری بود و امیرعلی با شوق درباره نوزادی که قرار بود به خانوادهشان اضافه شود، حرف میزد. او از همان روزها برای خواهرش اسم انتخاب کرده بود. هر بار با اطمینان میگفت نام او باید «آیلین» باشد. اطرافیان گاهی به شوخی او را مسخره میکردند و میگفتند «آیلین» دیگر چیست. اما امیرعلی نظرش را عوض نمیکرد و همان نام را تکرار میکرد. برای او، خواهر کوچکش فقط یک نوزاد در راه نبود، بلکه بخشی از آیندهای بود که در ذهنش ساخته بود. او دوست داشت خواهرش با همان اسمی شناخته شود که خودش انتخاب کرده بود.
چند روز بعد، پیش از آنکه تولد خواهرش را ببیند، حمله به مدرسه همه چیز را تغییر داد. امیرعلی در همان حادثه به شهادت رسید و فرصت دیدن نوزادی را که اینهمه دوستش داشت، پیدا نکرد. اما نامی که بارها بر زبان آورده بود، در خانواده باقی ماند. در نهایت همان اسمی برای دختر خانواده انتخاب شد که امیرعلی میخواست. اکنون «آیلین» تنها یادآور یک انتخاب کودکانه نیست، بلکه نشانهای از دلبستگی عمیق برادری است که پیش از تولد خواهرش از دنیا رفت. روایت امیرعلی جداوی، با نامی که از او به جا مانده، به یکی از تلخترین و ماندگارترین خاطرات این خانواده تبدیل شده است.



