داغ سنگین میناب (امیر علی جداوی)

روایت مادر امیرعلی جداوی، از دانش‌آموزان قربانی مدرسه شجره طیبه میناب، از ماه‌هایی می‌گوید که با اندوهی عمیق و انتظاری طولانی سپری شد. در روزهایی که او فرزند دیگری را در راه داشت، خانواده تلاش می‌کردند بار غم این داغ را تا حد امکان از دوش او بردارند. به همین دلیل، کوله‌پشتی امیرعلی را برای مدتی از نگاه مادر پنهان کردند؛ یادگاری که دیدنش می‌توانست زخم این فقدان را دوباره تازه کند.

ماه‌ها بعد، زمانی که مادر برای نخستین بار کوله‌پشتی فرزندش را در آغوش گرفت، آن وسیله ساده مدرسه دیگر تنها یک کیف نبود؛ بلکه آخرین یادگار روزهای کودکی امیرعلی و پلی میان خاطرات گذشته و دلتنگی امروز خانواده بود. این روایت، بازتاب عشق مادری و یادگاری‌هایی است که پس از رفتن یک کودک، ارزش و معنایی فراتر از هر چیز پیدا می‌کنند.

ارسال پیام

Loading / جاري التحميل...